جمعه ۳۱ فروردين ۱۳۹۷

همراه با قرآن

صفحه نخست مطالب قرآنی زندگی نامه قاریان استاد محمد محمود طبلاوى

استاد محمد محمود طبلاوى

ولادت: استاد محمد محمود طبلاوى نائب نقيب القراء و قارى مسجد جامعازهر در روز 14نوامبر 1934م در روستاى ميت عقبه مركز امبابه الجيزه درروزگارى كه آنجا روستاى كوچكى بود به دنيا آمد ، آنچه ميت عقبه بيش از هرچيز در آن زمان به آن اهتمام مى ورزيد انتشار و حفظ قرآن كريم بود ، پدراو حاج محمود او را به آموزشگاه روستا برد تا از حافظان قرآن شود زيرا كهمحمد تنها پسر او بود او در حالى كه در دوستى قرآن و حفظ آن غرق شده بوددر سن چهار سالگى راه آموزشگاه را ياد گرفت و در سن ده سالگى حفظ و تجويدآن را به پايان برد . براى اين جوان علاقه مند به كتاب خدا كه به چيزديگرى به جاى آن راضى نمىشد آغاز سخت و دشوارى وجود داشت.

استاد طبلاوى از خاطرات فراموش ناشدنى خود مىگويد: (( …پدرم با تضرعو زارى به سوى آسمان روى كرده و پيوسته دعا مىكرد كه خداوند به او فرزندىعطا كند تا او را وقف كتاب آسمانى قرآن كريم نمايد و از اهل قرآن و رجالدينى شود ، خداوند هم دعوت او را بى استجابت رها نكرد و او را صاحب تنهافرزندش (محمد) ساخت. پدرم با تولد من بسيار مسرور شد سرورى كه در طول عمرشمثل آن را تجربه نكرده بود ، خوشحالى پدرم تنها به خاطر اين نبود كه داراىفرزندى شده است بلكه به اين جهت كه فرزندى از جرگه حافظان قرآن كريم راصاحب گشته است ،

چرا كه پدرم به اين موضوع يقين داشت كه قرآن تاج پرافتخارى است كه هر كس آن را به سر بگذارد بسيار شكوه مند خواهد شد ، و ايننعمت بزرگى كه خداوند بر من منت نهاده و به من ارزانى داشته مرا وا مىداردكه روز و شب به درگاه او دعا كنم كه اين عمل جليل را از حسنات پدرمقرار دهد و نيز قرآن كريم را به مصداق آيه 28 ازسوره حديد، براى او نورىقرار دهد كه روشن گر راه او باشد، اين دعا را به اين خاطر مىكنم كه [الدالعلى الخير كفاعله] و پدر من هم با اصرار و صبر فراوان و كمك ها و مساعدتهاى بى شمارى كه براى من داشت و همه كار مى كرد تا من براى حفظ قرآن فراغتلازم را داشته باشم در واقع كار خيرى انجام داد .)) اين جوان با استعداددر حفظ قرآن كريم به طور كامل همراه با احكام آن حتى لحظه اى هم سستى بهخرج نداد و پيوسته با التزام و انتظام شديد به آموزشگاه مى رفت و در هرماه كل قرآن را مرور مى كرد.
استاد طبلاوى مىگويد: ((من به عنوان يك قارى ناشناخته و كوچك شروع كردمهمانند هر قارى ديگر كه از ميان سنگلاخها و امواج زندگى كه همچون سيلى برگونه او نواخته مى شود راه خود را مى گيرد و مى رود بنابر اين در مناسبتهاى سال و يا مناسبات ديگر تلاوت مىكردم، اين تلاوتها همه در ابتداى زندگىقرآنى ام يعنى در دوران قبل از بلوغ و سن 15 سالگى بود من به آنچه خداوندروزى ام مىفرمود راضى بودم كه افزون بر 3 جنيهه نمى شد و هنگامى كه 5جنيهه نصيبم مى شد خيال مى كردم به عظمتى بالا دست يافته ام.
استعداد و شروع شهرت : استاد طبلاوى كسانى را كه در نصيحت و ارشاد اوكوشيدند فراموش نمى كند و پيوسته آنانى را كه وسيله بارور كردن استعدادشدر حفظ و تجويد بودند را به نيكى ياد مىكند و مى گويد: (( من دائما بهدنبال فرصتى هستم تا با خود خلوت كرده و شروع كارم با قرآن كريم و اولينگامهايم در اين راه تارسيدن به دروازه هدايت قرآنى را ياد آورى كرده ومروركنم كه من به افراد زيادى مديون هستم بنابراين براى پدرم، استادم، و همكلاسى هايم كه به من شجاعت مىبخشيدند و در حالى كه من خردسال بودم به منگوش مىكردند و مرا به ياد آورى اين نكته وادارمى كردند كه من قارى بااستعدادى هستم، دعا مى كنم، به يا د مى آورم فرمايش استادم را كه مىفرمود: (محمد تو نبا استعدادى و صدايت جدا قوى و زيباست) استادمان كه به فطرتافراد آگاه بود ما را از هم متمايز مى كرد و مى فرمود: محمد طبلاوى صداىبمى دارد فلانى صداى كوبنده اى دارد فلانى صداى …و دائما مرا با توجه بهصدايم تشويق مى كرد و با اهتمام خاصى كه به من داشت از من سرپرستى مى كرد

دائما به من سر مىزد و با دقت در حفظ كردن من نظر داشت استاد طبلاوى در سن12 سالگى به مراسم احياء بزرگان و مسئولان و شخصيتهاى بارز در كنار مشاهيرقاريان راديو دعوت مىشد و در بين ايشان جايگاه بالايى پيدا كرده و درجيزه، قاهره ، و قليوبيه شناخته شد و تبديل به قارى شد كه از سو ى بسيارىاز خانواده هابراى مراسم احياء با توجه به قوت اداء وخلاقيت هاى بالايش وروحيه جوانش كه او را براى قرائت پيوسته در يك مدت 2 ساعتى بدون هيج خستگىو بدون اظهار سختى كمك مى كرد ترجيح داده مى شد، مضافا به اينكه مردم همبراى پيوسته خواندن او اصرار مىكردند و براى زياده گوش دادن به او ابرازشوق مىكردند و مواظبت شديد او نسبت به صدايش و مداومت بر نشستن با قاريانبرجسته نظيراستاد رفعت ، استاد على محمود، استاد محمد سلامه، استاد صيفى،بهتيمى و مصطفى اسماعيل و غير ايشان از قاريان پيشتاز راديو، وگوش دادن بهآنها چه مستقيما وچه از طريق راديو او را بر اين امر يارى مى داد.
ملحق شدن به راديو: استاد طبلاوى براى ملحق شدن به راديو بيشترينتلاش را نسبت به قاريان ديگر داشت ، و حتى نسبت به صبر و تحملى كه او درمراجعه به راديو براى براى پيوستن به آن به عنوان يك قارى داشت ، مورد رشكبود ، او 9 باربراى اين كار اقدام كرد اما مشييت الهى ما فوق مشييت بشراست و خداوند در اين نه مرتبه به او اجازه نداد اما در مرتبه دهم توانستامتياز مورد نظر را به دست بياورد و به راديو ملحق گردد.
خارج از مصر: استاد طبلاوى مى گويد : (( من در ضمن يك گروه دينى از مصر بهدعوت شيخ ابو الحسن ندوى به هند رفتم رئيس گروه مرحوم دكتر زكريا برى وزيراداره اوقاف در آن وقت بود ، و اتفاقا ما به جهت تاخير در پرواز به مدتنيم ساعت دير به كنفرانس رسيديم ، دكتر برى با هوش و درايتى كه داشت گفت: تنها كسى كه مى تواند قبل از ما حركت كند و جلوتر از ما داخل شود استادطبلاوى است چرا كه او با لباس خاص خود شناخته شده است و در اينجا معروف ومشهور است و در دل مردم جايگاه والايى دارد و چه بسا عمامه و شال در عفو وبزرگوارى ميزبانان نسبت به تاخير ما نقش داشت، و درست آنچه دكتر برىانتظار داشت اتفاق افتاد و چيزى كه با آن روبرو شديم آن بود كه رئيسكنفرانس با صداى بلند گفت :

گروه مصرى آمدند و پيشاپيش آنان استاد طبلاوىاست و به ما خوش آمد گويى كرد و گفت : بايد جلسه را از از اول شروع كنيم،بعد از پايان جلسه همه حضار اطراف مرا گرفته و بامن عكس هاى يادگارى مىگرفتند . دعوت ها و مسافرت ها : او به بيش از هشتاد كشور عربى و اسلامى وغير آن سفر كرده است ، از جمله دعوت هايى كه او داشته است دعوتى از جانبآقاى جان لاتسيس از يونان براى تلاوت قرآن براى اولين بار در تاريخ اينكشور و نيز دعوتى كه از طرف مسئولين ايتاليايى از طريق سفارت مصر به شهرروم براى تلاوت در قبال جمع كثيرى ازمهاجران عرب و مسلمان مىباشد ، استادطبلاوى دعوت كاخ پادشاهى اردن را براى احياء مرثيه ملكه زين الشرف مادرملك حسين شاه اردن را هم فراموش نمى كند و نتيجه اين زندگى قرآنىنوارهاىبسيارى است كه در جلسات خارجى خوانده است كه همه آنها در شركت ابراهيم فٍنكه از آن حاج ابراهيم طبلاوى است موجود است.

ذکر ایام هفته

تدبر در قرآن