يكشنبه  ۲ ارديبهشت ۱۳۹۷

همراه با قرآن

صفحه نخست مطالب قرآنی زندگی نامه قاریان شيخ علي محمود

شيخ علي محمود

پس از رحلت استاد فقيد شيخ احمد نداء با وجود آن كه بسياري به منصّه ظهورنشستند اما هيچ يك را توانايي آن نبود كه رسالت شيخ را در اين مسير بهانجام رساند . در اين زمان مردي گندمگون و كوتاه قد به نام « شيخ عليمحمود » در اين ميدان مطرح شد . كسي كه پس از شيخ احمد نداء ، تنها فرديبود كه توانست رسالت و طريقه شيخ را ادامه دهد .

او در يكي محله هاي تنگعبّاسيه در ميان خانواده اي ثروتمند پا به عرصه وجود گذاشت و حادثه ايخانواده را برآن داشت تا او را به مكتب خانه فرستد تا قرآن را حفظ كند. پس از گذر ايامي چند ، شيخ موسيقي شرقي را آموخته در آن تبحّر يافت .

ازاين رو به خواندن قصايد و ابتهالات ديني پرداخت و چنان الحان و نغماتي رادر اين قصايد به كار برد ، كه عقل ها را از سر به در كرده ، به آنان شاديو نشاطي وصف ناشدني مي بخشيد و شايد بتوان گفت كه بسياري قصايد ديني را كهامروزه در محافل و مجالس مي شنويم همه از نغمات زيباي اوست .

بيشتر آنانكه به سرودن اين قصايد پرداخته اند بر همين اسلوب و فنون عمل كرده ، درچهار چوب مكتب او پرورش يافته اند . شگفت آنكه عموم از اين نكته غافلند وشايد هرگز در اذهان چنين انديشه اي رسوخ نكرده باشد كه آهنگ ها و نغماتيرا كه محمد عبد الوهاب ، موسيقي دان بزرگ عرب ، ساخته مبتني بر نظرات وآراء شيخ علي محمود بوده است ؛ چرا كه تمامي اين آهنگ ها و الحان پيش ازآنكه در راديو به سمع مردم برسد بر او عرضه شده است.
شيخ علي محمود با وجود آنكه مردي نابينا بود ، در اين طريق تا آنجا پيشرفت كه به عنوان يكي از نوابغ زمان مطرح گرديد . او از دوستان سيد درويشبود و هرگاه كه به سرودن قصيده « بدر تجلي في الافق » مي پرداخت ، و آن رابه آواز مي خواند سيد از استماع صداي او به شدت مي گريست . زماني كه از اوخواسته شد كه پيرامون شخصيت شيخ محمود سخن بگويد ، بيدرنگ او را نابغه ايعظيم خواند و اظهار داشت كه سرآمد تمامي ملحّنين و نوازندگان است . صوتزيباي شيخ علي محمود همواره نوازنده دل و جان مستمعين بود. صوتي كه هيچگاه به جهت آن اجر و مزدي طلب نمي كرد . با اين وجود منزلش مامن اهل فن وادبا و بزرگان زمان بود. او از برترين پيش كسوت ترين قاريان مي باشد.
استاد در سرودن قصايد ، داراي شيوه خاص خويش بود ؛ همان شيوه اي كه دو تناز مشاهير بزرگ مصر در سايه آن پرورش يافتند و پس از استادشان از بزرگترينعلماي فن شدند . « شيخ طه الفشني » يكي از اساتيد برجسته اي است كه در فنتواشيح خواني و سرودن قصايد شهرت چشمگيري يافت . كسي كه عاشقان قرآن وحضرت رسول و خواندان مطهرش بارها و بارها مدايح و تواشيحات زيباي او رااستماع كرده اند . از ديگر شاگردان او شيخ زكريا احمد بود . مردي كه درزمينه ي نغمات چنان پرورش يافت كه بعد ها در آستان وي بزرگترين علماي اينفنون پا به عرصه عمل گزاردند .

گرچه شيخ زكريا احمد در آغاز كار تنها يكقاري قرآن بود . آنگاه كه صوت زيباي شيخ علي محمود را شنيد به مكتب اوپيوست و به همراهي او به سرودن تواشيح و ابتهالات و قصايد ديني در مراسم ومحافل پرداخت ؛ اما پس از آن به كار موسيقي روي آورده و پس از چندي در اينفن به مقام استادي رسيد . اين همه تجلي مقام علي محمود بود كه در آستانشچنين افرادي تربيت يافتند . همان كسي كه عنوان داشت كه صوت شكل و ظاهر استو آنچه كه اصل است لحن مي باشد كه در برگيرنده مفهوم و مضمون مي باشد . پسآنگاه كه مضمون زيبا باشد مستمع ديگر توجهي بدان صورت به شكل و ظاهرنخواهد داشت .

شخصي كه اهل فن باشد با آشنايي با مقام ها مي تواند از صدايناخوش چنان صوتي بيافريند كه تمامي مستمعين را مدهوش و شيدا سازد . شيخعلي محمود مي گويد : لحن زيبا همان لحن ساده و صادقي است كه با سادگي خويشمفاهيم عميق و عظيم را با صداقت بر شنوندگان بيان كند.
از ديگر پرورش يافتگان مكتب شيخ علي محمود ، محمد عبدالوهاب ، آهنگسازو نوازنده معروف عرب ، مي باشد كه در آغاز كار خويش تمامي الحان و نغماتخود را بر علي محمود عرضه مي كرد و تمامي آهنگ ها و ساخته هاي دست او راپيش از آنكه به استماع مردم برسد شيخ علي محمود شنيده بود . شيخ علي محمودمطلع شد كه جواني معمّم قرآن را تلاوت كرده ، قصايد و ابتهالات را بهطريقه اي نوين كه احدي پيش از آن چنين شيوه اي نداشته است ، قرائت مي كندو شهرت و آوازه او از محدوده اي كه در آن متولد شده تجاوز كرده است . شيوهاين جوان معمّم كه سيد درويش نام داشت مورد توجه شيخ علي محمود قرار گرفتهاز اين رو شاگرد و دوست و همراهش ، شيخ ذكريا احمد را به اسكندريه به نزدسيد فرستاد ؛ چه او دوست مي داشت كه اين فن جديد را شنيده و حقيقت آن رانيز ياد بگيرد .

شيخ ذكريا نيز به آنجا رفت ، سيد را يافت و سيد چوندريافت كه او فرستاده شيخ محمود است بسيار شادمان گرديد و مجلس جشني به پاكرده ، تا ميانه روز براي شيخ ذكريا احمد به تلاوت قرآن پرداخت . سپس سيدبه همراه او به قاهره سفر كرد و در منزل شيخ محمود اقامت گزيد . وي به مدتسه شب براي شيخ و يارانش خواند . به اين طريق اين فن جديد نيز كه به ذهناحدي خطور نكرده بود بر آنان مكشوف گرديد و در مدت كمتر از يك هفته تماميآن فنون را به وي آموخت.
از عادات شيخ علي محمود آن بود كه هميشه اذان صبح را در مسجد امام حسين(ع) با صداي بلند سر مي داد . در اين لحظات اين ميدان شاهد انبوهي ازجمعيت مي شد كه از هر مكاني براي استماع صداي اذان شيخ به آنجا آمده بودند. در ميان اين جمعيت شيخ محمد بابلي و حسين ترزي و امام العبد و شيخ بشريو شيخ جزار به چشم مي خوردند كه اينان نيز قبل از اذان در آن مكان گرد هممي آمدند . اشتياق تا بدان حدّ بود كه راديوي قاهره اقدام به ضبط اين اذانمي كرد در ايام مبارك رمضان علاوه بر اين راديو ، راديوي كويت نيز آن راپخش مي كرد . شيخ علي محمود علاوه بر تلاوت قرآن بيشتر سعي در خواندنقصايد و ابتهالات ديني و تواشيح داشت . شيخ هرگز جز طريق منزل تا مسجد راطي نكرد .

همواره در مكان مقدس و معنوي مسجد الحسين (ع) به تلاوت ميپرداخت و جز اين تنها مكاني كه در آنجا به تلاوت اهتمام مي ورزيد منازلفقرا و نيازمنداني بود كه شيخ را مي شناختند و به او عشق مي ورزيدند . اوبسيار كريم و سخاوتمند بود و تا آنجا پيش رفت كه تمامي ثروتي را كه ازپدرش به او به ارث رسيده بود در ميان فقرا و نيازمندان انفاق كرد.
نقل كرده اند زماني كه سعد زغلول از رهبران مصر وفات كرد شيخ در مجلسترحيم او همراه با تني چند از قاريان بزرگ به تلاوت قرآن پرداخت .

سپس درميان باب الخلق خيمه بزرگي برپا كرد و در آنجا به مدت يك هفته به سرودنقصايد و ابتهالاتي در رثاي سعد زغلول پرداخت . شيخ تنها يك بار مصر را بهقصد شهر يافا در فلسطين اشغالي ترك گفت . مدت يك هفته در اين شهر اقامتگزيد و در آنجا نيز قصايد و ابتهالاتي بسيار زيبا خواند . پس از آن بارهااز او دعوت هاي مكررّي انجام گرفت كه هيچ كدام را نپذيرفت . تنها در يكياز اين دعوتها كه به شام رفته بود .

احساس بيماري به وي دست داده بلافاصلهبه مصر بازگشت . اين بيماري سرانجام زمينه ساز رحلت اين استاد بزرگ گرديد. مردي كه تمامي ثروت و اموالش را وقف فقرا و درماندگان و قاريان قرآن كرد. فردي كه شهرت و آوازه اش علاوه بر مصر بر ساير كشورهاي اسلامي نيز سايهافكنده ، مورد توجه و علاقه همگان قرار گرفت.
مردي كه تمامي ستارگان قرائت از خورشيد وجود او نور گرفته اند وهمواره در آستان سراسر فضلش سر تعزيم فرود آورده اند و بدين سان وجود اوزمينه ساز ظهور نوابغ زمان پس از خويشتن گرديد.

 شيخ علي محمود
پس از رحلت استاد فقيد شيخ احمد نداء با وجود آن كه بسياري به منصّه ظهورنشستند اما هيچ يك را توانايي آن نبود كه رسالت شيخ را در اين مسير بهانجام رساند . در اين زمان مردي گندمگون و كوتاه قد به نام « شيخ عليمحمود » در اين ميدان مطرح شد . كسي كه پس از شيخ احمد نداء ، تنها فرديبود كه توانست رسالت و طريقه شيخ را ادامه دهد . او در يكي محله هاي تنگعبّاسيه در ميان خانواده اي ثروتمند پا به عرصه وجود گذاشت و حادثه ايخانواده را برآن داشت تا او را به مكتب خانه فرستد تا قرآن را حفظ كند. پس از گذر ايامي چند ، شيخ موسيقي شرقي را آموخته در آن تبحّر يافت . ازاين رو به خواندن قصايد و ابتهالات ديني پرداخت و چنان الحان و نغماتي رادر اين قصايد به كار برد ، كه عقل ها را از سر به در كرده ، به آنان شاديو نشاطي وصف ناشدني مي بخشيد و شايد بتوان گفت كه بسياري قصايد ديني را كهامروزه در محافل و مجالس مي شنويم همه از نغمات زيباي اوست . بيشتر آنانكه به سرودن اين قصايد پرداخته اند بر همين اسلوب و فنون عمل كرده ، درچهار چوب مكتب او پرورش يافته اند . شگفت آنكه عموم از اين نكته غافلند وشايد هرگز در اذهان چنين انديشه اي رسوخ نكرده باشد كه آهنگ ها و نغماتيرا كه محمد عبد الوهاب ، موسيقي دان بزرگ عرب ، ساخته مبتني بر نظرات وآراء شيخ علي محمود بوده است ؛ چرا كه تمامي اين آهنگ ها و الحان پيش ازآنكه در راديو به سمع مردم برسد بر او عرضه شده است.
شيخ علي محمود با وجود آنكه مردي نابينا بود ، در اين طريق تا آنجا پيشرفت كه به عنوان يكي از نوابغ زمان مطرح گرديد . او از دوستان سيد درويشبود و هرگاه كه به سرودن قصيده « بدر تجلي في الافق » مي پرداخت ، و آن رابه آواز مي خواند سيد از استماع صداي او به شدت مي گريست . زماني كه از اوخواسته شد كه پيرامون شخصيت شيخ محمود سخن بگويد ، بيدرنگ او را نابغه ايعظيم خواند و اظهار داشت كه سرآمد تمامي ملحّنين و نوازندگان است . صوتزيباي شيخ علي محمود همواره نوازنده دل و جان مستمعين بود. صوتي كه هيچگاه به جهت آن اجر و مزدي طلب نمي كرد . با اين وجود منزلش مامن اهل فن وادبا و بزرگان زمان بود. او از برترين پيش كسوت ترين قاريان مي باشد.
استاد در سرودن قصايد ، داراي شيوه خاص خويش بود ؛ همان شيوه اي كه دو تناز مشاهير بزرگ مصر در سايه آن پرورش يافتند و پس از استادشان از بزرگترينعلماي فن شدند . « شيخ طه الفشني » يكي از اساتيد برجسته اي است كه در فنتواشيح خواني و سرودن قصايد شهرت چشمگيري يافت . كسي كه عاشقان قرآن وحضرت رسول و خواندان مطهرش بارها و بارها مدايح و تواشيحات زيباي او رااستماع كرده اند . از ديگر شاگردان او شيخ زكريا احمد بود . مردي كه درزمينه ي نغمات چنان پرورش يافت كه بعد ها در آستان وي بزرگترين علماي اينفنون پا به عرصه عمل گزاردند .

گرچه شيخ زكريا احمد در آغاز كار تنها يكقاري قرآن بود . آنگاه كه صوت زيباي شيخ علي محمود را شنيد به مكتب اوپيوست و به همراهي او به سرودن تواشيح و ابتهالات و قصايد ديني در مراسم ومحافل پرداخت ؛ اما پس از آن به كار موسيقي روي آورده و پس از چندي در اينفن به مقام استادي رسيد . اين همه تجلي مقام علي محمود بود كه در آستانشچنين افرادي تربيت يافتند . همان كسي كه عنوان داشت كه صوت شكل و ظاهر استو آنچه كه اصل است لحن مي باشد كه در برگيرنده مفهوم و مضمون مي باشد .

پس آنگاه كه مضمون زيبا باشد مستمع ديگر توجهي بدان صورت به شكل و ظاهرنخواهد داشت . شخصي كه اهل فن باشد با آشنايي با مقام ها مي تواند از صدايناخوش چنان صوتي بيافريند كه تمامي مستمعين را مدهوش و شيدا سازد . شيخعلي محمود مي گويد : لحن زيبا همان لحن ساده و صادقي است كه با سادگي خويشمفاهيم عميق و عظيم را با صداقت بر شنوندگان بيان كند.
از ديگر پرورش يافتگان مكتب شيخ علي محمود ، محمد عبدالوهاب ، آهنگسازو نوازنده معروف عرب ، مي باشد كه در آغاز كار خويش تمامي الحان و نغماتخود را بر علي محمود عرضه مي كرد و تمامي آهنگ ها و ساخته هاي دست او راپيش از آنكه به استماع مردم برسد شيخ علي محمود شنيده بود .

شيخ علي محمودمطلع شد كه جواني معمّم قرآن را تلاوت كرده ، قصايد و ابتهالات را بهطريقه اي نوين كه احدي پيش از آن چنين شيوه اي نداشته است ، قرائت مي كندو شهرت و آوازه او از محدوده اي كه در آن متولد شده تجاوز كرده است . شيوهاين جوان معمّم كه سيد درويش نام داشت مورد توجه شيخ علي محمود قرار گرفتهاز اين رو شاگرد و دوست و همراهش ، شيخ ذكريا احمد را به اسكندريه به نزدسيد فرستاد ؛ چه او دوست مي داشت كه اين فن جديد را شنيده و حقيقت آن رانيز ياد بگيرد .

شيخ ذكريا نيز به آنجا رفت ، سيد را يافت و سيد چوندريافت كه او فرستاده شيخ محمود است بسيار شادمان گرديد و مجلس جشني به پاكرده ، تا ميانه روز براي شيخ ذكريا احمد به تلاوت قرآن پرداخت . سپس سيدبه همراه او به قاهره سفر كرد و در منزل شيخ محمود اقامت گزيد . وي به مدتسه شب براي شيخ و يارانش خواند . به اين طريق اين فن جديد نيز كه به ذهناحدي خطور نكرده بود بر آنان مكشوف گرديد و در مدت كمتر از يك هفته تماميآن فنون را به وي آموخت.
از عادات شيخ علي محمود آن بود كه هميشه اذان صبح را در مسجد امام حسين(ع) با صداي بلند سر مي داد . در اين لحظات اين ميدان شاهد انبوهي ازجمعيت مي شد كه از هر مكاني براي استماع صداي اذان شيخ به آنجا آمده بودند. در ميان اين جمعيت شيخ محمد بابلي و حسين ترزي و امام العبد و شيخ بشريو شيخ جزار به چشم مي خوردند كه اينان نيز قبل از اذان در آن مكان گرد هممي آمدند . اشتياق تا بدان حدّ بود كه راديوي قاهره اقدام به ضبط اين اذانمي كرد در ايام مبارك رمضان علاوه بر اين راديو ، راديوي كويت نيز آن راپخش مي كرد . شيخ علي محمود علاوه بر تلاوت قرآن بيشتر سعي در خواندنقصايد و ابتهالات ديني و تواشيح داشت . شيخ هرگز جز طريق منزل تا مسجد راطي نكرد .

همواره در مكان مقدس و معنوي مسجد الحسين (ع) به تلاوت ميپرداخت و جز اين تنها مكاني كه در آنجا به تلاوت اهتمام مي ورزيد منازلفقرا و نيازمنداني بود كه شيخ را مي شناختند و به او عشق مي ورزيدند . اوبسيار كريم و سخاوتمند بود و تا آنجا پيش رفت كه تمامي ثروتي را كه ازپدرش به او به ارث رسيده بود در ميان فقرا و نيازمندان انفاق كرد.
نقل كرده اند زماني كه سعد زغلول از رهبران مصر وفات كرد شيخ در مجلسترحيم او همراه با تني چند از قاريان بزرگ به تلاوت قرآن پرداخت . سپس درميان باب الخلق خيمه بزرگي برپا كرد و در آنجا به مدت يك هفته به سرودنقصايد و ابتهالاتي در رثاي سعد زغلول پرداخت . شيخ تنها يك بار مصر را بهقصد شهر يافا در فلسطين اشغالي ترك گفت .

مدت يك هفته در اين شهر اقامتگزيد و در آنجا نيز قصايد و ابتهالاتي بسيار زيبا خواند . پس از آن بارهااز او دعوت هاي مكررّي انجام گرفت كه هيچ كدام را نپذيرفت . تنها در يكياز اين دعوتها كه به شام رفته بود . احساس بيماري به وي دست داده بلافاصلهبه مصر بازگشت . اين بيماري سرانجام زمينه ساز رحلت اين استاد بزرگ گرديد. مردي كه تمامي ثروت و اموالش را وقف فقرا و درماندگان و قاريان قرآن كرد. فردي كه شهرت و آوازه اش علاوه بر مصر بر ساير كشورهاي اسلامي نيز سايهافكنده ، مورد توجه و علاقه همگان قرار گرفت.
مردي كه تمامي ستارگان قرائت از خورشيد وجود او نور گرفته اند وهمواره در آستان سراسر فضلش سر تعزيم فرود آورده اند و بدين سان وجود اوزمينه ساز ظهور نوابغ زمان پس از خويشتن گرديد.

ذکر ایام هفته

تدبر در قرآن