جمعه ۳۱ فروردين ۱۳۹۷

همراه با قرآن

صفحه نخست مطالب قرآنی سخنان مقام معظم رهبری فعالیت های قرآنی آقا از زبان خود ایشان

فعالیت های قرآنی آقا از زبان خود ایشان

مكتب‌هاى قرآن، بچه‌هاى چهار ساله و پنج ساله را قرآن درس مى‌داد. من خودم در سن پنج سالگى به مكتب رفتم و قرآن ياد گرفتم. امثال من، در همان مكتبى كه ما مى‌رفتيم، زياد بودند و اصلاً مكتب‌خانه‌ها همين ‌طور بود. اين مكتب‌خانه‌هايى كه رژيم منحوس پهلوى، شجاعت و شهامت به خرج داد! و رعد و برق كرد و آنها را برچيد، خانه‌هايى براى تعليم قرآن بودند. يك زن يا مردى مى‌نشست، بچه‌هاى مردم را قرآن ياد مى‌داد، بعد اين بچه‌ها در جامعه‌اى مى‌افتادند كه در آن، سواد و علم و فرهنگ، متعلق به عده‌ى خاصى بود، اما قرآن را بلد بودند

ما بايد قبول كنيم كه ملت ما در نيم قرن پيش از پيروزى انقلاب، كه واقعاً مدت كمى نيست، روزبه‌روز از قرآن فاصله گرفته و دور شده است. [...] آن سياستى كه رژيم وابسته‌ى فاسد خبيث دشمن را در اين كشور بر سر كار آورد و بيش از پنجاه سال مسلط نگهداشت، يكى از بزرگ‌ترين ضربه‌هايى كه زد و ضررهايى كه وارد كرد، همين بود كه قرآن را به‌تدريج كنار گذاشت؛ تا آن‌جا كه از ميان جامعه‌ى ما قرآن بيرون رفت. [...] من پيش از انقلاب، وقتى به وضع قرآن در جامعه‌ى خودمان نگاه مى‌كردم و جوان‌هايى با اين استعداد و شوق و علاقه را مى‌ديدم كه از قرآن دور مى‌ماندند، چه خون دلى مى‌خوردم

من يادم مى‌آيد كه در سابق، بعضى از اين موج‌هاى راديويى را با زحمت پيدا مى‌كردم. راديوهاى مصر را باز مى‌كردم و با زحمت آن را مى‌شنيدم. ما رفيقى داشتيم -خدا رحمتش كند- او به مصر رفته بود، چند ماه در آن‌جا مانده بود و نوارهاى ابوالفتاح، شيخ مصطفى اسماعيل و محمد رفعت و امثال آنان را به اين‌جا آورده بود. مخصوصاً من از نوار ابوالفتاح خيلى خوشم مى‌آمد؛ آن را گوش مى‌كردم. بعدها هم با صداى شيخ مصطفى اسماعيل آشنا شدم. بعد كه شيخ مصطفى اسماعيل را شناختم، بقيه يادم رفت

در دوران طاغوت، من در مشهد جلسات تفسير و درس قرآن داشتم. به جوانانى كه مى‌آمدند، مى‌گفتم كه هر كدام از شماها يك نسخه‌ى قرآن در جيب بغلتان داشته باشيد. اگر در جايى منتظر كارى مى‌ايستيد و فراغتى پيدا مى‌كنيد، يك دقيقه، دو دقيقه، پنج دقيقه، نيم‌ساعت، قرآن را باز كنيد و به تلاوت آن مشغول شويد تا با اين كتاب انس پيدا كنيد. تعدادى كه اين‌طور عمل كرده بودند، هرچند بسيار اندك بودند، ليكن احساس مى‌كردم كه اين‌ها با اين‌ كه غالباً هم عربى نمى‌دانستند، از لحاظ فهم معارف اسلامى از ديگران برجسته‌تر بودند و به‌طور ممتازى با آن‌ها تفاوت داشتند

صداى شيخ مصطفى اسماعيل، خيلى فوق‌العاده بود. [...] الان در ايران، ميل عمومى به طرف شيخ مصطفى اسماعيل است. يعنى قرّاء ما، حتماً روى سبك قرائت شيخ مصطفى اسماعيل تمرين دارند و روى ديگران كمتر. اعتقادم اين است كه اين حركت از مشهد و از دستگاه ما شروع شد. در تهران هيچ‌ كس غير از عبدالباسط را نمى‌شناختند. من يك وقت كه به تهران آمده بودم، فقط عبدالباسط مطرح بود.

جاهاى ديگر هم كه مى‌رفتيم، فقط عبدالباسط را مى‌شناختند. […] ما در مشهد، نوار شيخ مصطفى اسماعيل را داشتيم. يكى از دوستانم مى‌خواست به مسافرت برود، من گفتم كه هرچه توانستى، نوار شيخ مصطفى اسماعيل پيدا كن و بياور. او هم رفت و چند نوار از نوارهاى بسيار خوب شيخ مصطفى اسماعيل را آورد. من آن‌ها را به آقاى مرتضى فاطمى -كه در آن وقت نوارهاى ما را تكثير مى‌كرد- دادم تا تكثيرشان كند. او هم همين كار را كرد و نوارها را به چند نفرى داد كه از تهران آمده بودند. در نتيجه همه‌ى نوارها به طرف تهران سرازير گرديد و شيخ مصطفى اسماعيل شايع شد

بنده سال 50 در مشهد براى دانشجوها درس تفسير مى‌گفتم و اوايل سوره‌ى بقره -ماجراهاى بنى‌اسرائيل- را تفسير مى‌كردم. بنده را به ساواك خواستند و گفتند چرا شما راجع به بنى‌اسرائيل حرف مى‌زنيد؟ گفتم آيه‌ى قرآن است؛ من دارم آيه‌ى قرآن را معنا و تفسير مى‌كنم. گفتند نه، اين اهانت به اسرائيل است! درس تفسير بنده را به خاطر تفسير آيات بنى‌اسرائيل، چون اسم اسرائيل در آن بود، تعطيل كردند. اختناق در آن زمان عجيب بود؛ اما نه از طرف دولت امريكا، نه از سوى دولت فرانسه، و نه از طرف دولت‌هاى ديگر مطلقاً رژيم طاغوت به مخالفت با آزادى و دمكراسى متهم نشد!

ذکر ایام هفته

تدبر در قرآن